نوشته‌ها

سایت‌های مطرح درباره‌ی گلکسی نوت ۹ چه نظرایی دارند؟

نقد و بررسی گلکسی نوت 9

چندی پیش سامسونگ از جدیدترین پرچم‌دار خود یعنی گلکسی نوت ۹ رونمایی کرد. این گوشی هوشمند به دلیل بهره‌گیری از امکانات قابل توجه، مورد توجه زیادی قرار گرفته است. بعد از معرفی این گوشی، در دیجی‌کالا مگ چندین مقاله در مورد قابلیت‌ها و امکانات گلکسی نوت ۹ منتشر شده است. اما حالا در این فرصت قصد داریم نقد و بررسی و نظراتی را که برخی از رسانه‌های مطرح تاکنون در مورد گلکسی نوت ۹ نوشته‌اند به‌طور خلاصه مرور کنیم. اگر می‌خواهید تصور بهتری نسبت به گلکسی نوت ۹ و صحت‌وسقم تبلیغات پیرامون آن پیدا کنید با نقد و بررسی گلکسی نوت ۹ سامسونگ از نگاه برترین سایت های جهان همراه باشید.

phone-arena

از لحاظ ظاهری، گلکسی نوت ۹ تا حد زیادی مشابه نسل قبلی خود یعنی نوت ۸ است با این تفاوت که کمی عریض‌تر و ضخیم‌تر شده است. شاید مهم‌ترین تفاوت ظاهری این دو گوشی، تغییر جایگاه حسگر اثر انگشت باشد که در مورد نوت ۸ اعتراضات زیادی به همراه داشت و به همین خاطر سامسونگ این حسگر را خوشبختانه را در پایین دوربین اصلی تعبیه کرده است.

این گوشی از لحاظ طراحی از ویژگی‌هایی بهره می‌برد که باید مورد توجه دیگر گوشی‌سازها هم قرار بگیرد. در دورانی که گوشی‌های پرچم‌دار برای اینکه فضای مربوط به قطعات داخلی را افزایش بدهند، جک هدفون را حذف می‌کنند و برای کاهش حاشیه‌های نمایشگر از بریدگی استفاده می‌کنند، این گوشی بدون انجام این کارها توانسته چنین مؤلفه‌هایی را عملی کند. این گوشی از جک هدفون، حسگر ضربان قلب، اسکنر عنبیه، اسپیکر دوگانه و جایگاه مختص قلم S Pen بهره می‌برد و حتی از شارژ بی‌سیم هم پشتیبانی می‌کند. در کنار تمام این‌ها، باید به بهره‌گیری این گوشی از استاندارد IP68 که مربوط به مقاومت در برابر آب و گردوخاک است هم اشاره کنیم.

یکی از نقاط قوت سری گوشی‌های نوت عملکرد آن‌ها بوده و گلکسی نوت ۹ هم از این قاعده مستثنا نیست. در بررسی‌های انجام شده، این گوشی به‌راحتی از پس اجرای چندین اپلیکیشن و بازی سنگین برمی‌آمد و به‌راحتی و روانی آن‌ها را اجرا می‌کرد. البته عملکرد آن در مقایسه با دیگر پرچم‌داران اندرویدی که اخیرا عرضه شده‌اند، تفاوت محسوسی ندارد زیرا همه آن‌ها از تراشه‌های یکسانی بهره می‌برند.

در مورد فوق‌العاده بودن این گوشی، می‌توان به دلایل زیادی اشاره کرد. از گرفتن عکس‌های جذاب و باکیفیت گرفته تا نمایشگر فوق‌العاده و عمر باتری بالا. گوشی‌هایی که توان رقابت با چنین مشخصاتی را دارند، بسیار محدود و انگشت‌شمار هستند. با این حال برای بهره‌گیری از این امکانات باید مبلغ هنگفتی پرداخت شود زیرا قیمت این گوشی از ۱۰۰۰ دلار آغاز می‌شود.

هرچند گلکسی نوت ۹ در مقایسه با نسل قبلی خود در موارد مختلفی بهبود یافته است، اما یک گوشی انقلابی محسوب نمی‌شود و بیشتر یک جانشین قابل انتظار به حساب می‌آید. البته ما توانایی‌های قابل توجه این گوشی را انکار نمی‌کنیم و به‌عنوان مثال نباید قابلیت‌های جذاب مربوط به قلم S Pen و امکان گرفتن عکس‌های باکیفیت حتی در بدترین شرایط نوری را از قلم بیندازیم؛ با این حال، اگر مالک گلکسی نوت ۸ هستید، خرید این گوشی کار چندان منطقی‌ای محسوب نمی‌شود زیرا نوت ۹ از بسیاری جهات مشابه نسل قبلی خود است.

The-Verge

اگر بخواهیم گوشی گلکسی نوت ۹ را به‌صورت مختصر و مفید توصیف کنیم، باید بگوییم که سامسونگ در مورد این گوشی عمدتا مشخصات نسل‌های قبلی نوت را فقط تا حدی ارتقا داده است. این رویکرد لزوما چیز بدی نیست، زیرا نوت ۹ در حال حاضر بهترین گوشی اندرویدی محسوب می‌شود و این موضوع را نمی‌توان کتمان کرد.

صفحه‌نمایش این گوشی دقیقا همان چیزی است که انتظارش را داشتیم. یک پنل اولد با کیفیت، روشن، رنگارنگ و بهره‌مند از سیاه‌های عمیق و زاویه‌های دید عالی. به‌جرئت می‌توانیم بگوییم که این صفحه‌نمایش در بین گوشی‌های هوشمند موجود در بازار، بهترین محسوب می‌شود و چه در محیط داخلی و چه در محیط بیرونی، کیفیت بسیار بالای آن مشهود است.

سیستم دوربین این گوشی دقیقا مشابه گلکسی اس ۹ پلاس است و به همین خاطر کیفیت عکس‌های گرفته‌شده با این دو گوشی مشابه یکدیگر هستند. در پنل پشتی این گوشی دو دوربین ۱۲ مگاپیکسلی تعبیه شده که یکی از آن‌ها مجهز به دیافراگم متغیر است و در جلوی گوشی هم یک دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی قرار دارد. این گوشی هم مانند گلکسی اس ۹ پلاس در انواع و اقسام وضعیت‌های نوری قادر به گرفتن عکس‌های شفاف و خوش‌رنگ است و این دوربین‌ها می‌توانند در سریع‌ترین زمان ممکن بر سوژه موردنظر کاربر فوکوس کنند. در نهایت باید بگوییم که این دوربین‌ها از جمله بهترین دوربین‌های موجود در بازار گوشی‌های هوشمند محسوب می‌شوند.

یکی از تفاوت‌های دوربین این گوشی با اس ۹ پلاس، بهره‌گیری آن از هوش مصنوعی است که باعث شده اپلیکیشن این دوربین قادر به شناسایی بیش از ۲۰ منظره مختلف مانند غذا، پرتره، حیوانات خانگی، ساحل، طلوع و غروب باشد و این هوش مصنوعی با توجه به منظره‌ی موردنظر، تنظیمات خاصی را بر عکس اعمال می‌کند. بسیاری از گوشی‌ها از چنین مشخصه‌ای بهره می‌برند که البته گلکسی نوت ۹ در مقایسه با آن‌ها این تنظیمات را بسیار سریع‌تر اعمال می‌کند. البته همه کاربران طرفداران این مشخصه نیستند و برخی ترجیح می‌دهند که این مشخصه را غیرفعال کنند تا عکس‌ها ظاهر طبیعی داشته باشند.

در نهایت باید به قیمت ۱۰۰۰ دلاری این گوشی اشاره کنیم که چند صد دلار گران‌تر از اس ۹ پلاس است؛ با وجود اینکه هر دو آن‌ها از دوربین و تراشه یکسان، صفحه‌نمایش بزرگ و تقریبا تجربه‌ی نرم‌افزاری مشابه بهره می‌برند. شاید مهم‌ترین تفاوت‌ها آن‌ها در زمینه‌ی اندازه باتری و بهره‌گیری از قلم S Pen باشد. گوشی گلکسی نوت ۹ مناسب افرادی است که از همه لحاظ به‌دنبال بهترین گزینه موجود هستند و طبیعی است که بهترین گزینه موجود بیشتری هزینه را در پی دارد.

techradar

گلکسی نوت ۹ در مقایسه با نسل قبلی خود کمی بزرگ‌تر، کمی رنگارنگ‌تر، کمی قدرتمندتر و در نهایت تا حدی گران‌تر است.

گوشی‌های سامسونگ از رابط کاربری اختصاصی این شرکت بهره می‌برند که طرفداران چندان زیادی ندارد. البته اگر بخواهیم منصفانه نظر بدهیم، باید اذعان کنیم که رابط کاربری Samsung Experience بسیار جذاب‌تر و بهتر از رابط کاربری TouchWiz است که گوشی‌های قدیمی سامسونگ از آن بهره می‌بردند.

در این گوشی هم شاهد بهره‌گیری از دستیار دیجیتالی بیکسبی هستیم که برای این هوش مصنوعی مثل تعدادی از جدیدترین پرچم‌داران سامسونگ، یک دکمه اختصاصی هم در بدنه این گوشی تعبیه شده است. با وجود اعتراض‌های زیادی که در مورد این دکمه فیزیکی ایجاد شده، سامسونگ همچنان مصر به استفاده از آن است. به همین خاطر بسیاری از کاربران بعد از خرید این گوشی‌ها، روانه‌ی اینترنت می‌شوند تا نحوه‌ی غیرفعال کردن این دکمه را یاد بگیرند. عملکرد این دستیار دیجیتالی هنوز قابل توجه نیست و امیدواریم سامسونگ هرچه زودتر امکانات این هوش مصنوعی را افزایش دهد.

وقتی که اسم سری گوشی‌های گلکسی نوت آورده می‌شود، به غیر از اندازه بزرگ، اولین چیزی که به ذهن کاربران خطور می‌کند قلم S Pen این گوشی‌ها است. بعد از چند سال بی‌توجهی نسبت به این قلم، حالا قلم S Pen گلکسی نوت ۹ از بلوتوث بهره می‌برد و به همین خاطر قابلیت‌های آن بیشتر از گذشته شده است. از این قلم حالا می‌توان برای گرفتن عکس‌های معمولی و سلفی، کنترل اسلایدها، کنترل پخش موسیقی و فیلم و موارد این‌چنینی استفاده کرد. شارژ باتری این قلم نیم ساعت یا ۲۰۰ کلیک دوام می‌آورد و برای شارژ دوباره آن کافی است این قلم را به مدت ۴۰ ثانیه درون گوشی قرار دهید تا به‌طور کامل شارژ شود. در آخر هم باید نوتیفیکیشن مربوط به شارژ این قلم اشاره کنیم که در بخش فوقانی صفحه‌نمایش گوشی به نمایش درمی‌آید و لازم نیست برای خبردار شدن از میزان شارژ آن، دست به دامان حدس و گمان شویم.

خوشبختانه بدون نیاز به استفاده از داک، می‌توان از قابلیت DeX گوشی گلکسی نوت ۹ بهره برد. برای این کار کافی است یک رابط ساده USB-C به HDMI مورد استفاده قرار بگیرد. بعد از وصل کردن گوشی به مانیتور، می‌توان از صفحه‌نمایش نوت ۹ به‌عنوان ترک‌پد استفاده کرد. هرچند این قابلیت، امکانات فراوانی را به ارمغان می‌آورد اما نمی‌توان از ضعف‌های آن چشم‌پوشی کرد. اول از همه باید بگوییم که استفاده از صفحه‌نمایش گوشی به‌عنوان ترک‌پد کار چندان راحتی نیست. در ضمن در این حالت نمی‌توان کارهای مختلف را به‌سرعت انجام داد. به همین خاطر بهتر است که این حالت فقط برای مواقع ضروری مورد استفاده قرار بگیرد.

gsmarena

یکی از مهم‌ترین ارتقاهای صورت گرفته در نوت ۹، افزایش محسوس ظرفیت باتری آن است. این گوشی از باتری ۴۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی بهره می‌برد و به‌عنوان مقایسه باید بگوییم که گوشی گلکسی نوت ۸ مجهز به باتری ۳۳۰۰ میلی‌آمپر ساعتی بود. در بررسی‌هایی که انجام دادیم، باتری این گوشی برای پخش متداوم ویدیو حدود ۱۷ ساعت دوام می‌آورد و برای گشت‌وگذار در وب این عدد دوازده ساعت و نیم است. در حالت استندبای هم باتری این گوشی ۹۷ ساعت دوام آورد. در نهایت باید بگوییم که شارژ کامل این گوشی، یعنی از ۰ تا ۱۰۰ درصد، یک ساعت و ۴۶ دقیقه به طول می‌انجامد.

سامسونگ در تبلیغات مربوط به این گوشی، بر روی سیستم خنک‌کننده داخلی این گوشی مانور زیاده داده است. در آزمایش‌هایی که انجام دادیم، متوجه شدیم که این سیستم خنک‌کننده مانع انتقال گرما به بدنه گوشی نمی‌شود. اما در آزمایش‌های بلندمدت، عملکرد گوشی ثابت می‌ماند که این موضوع نشان می‌دهد این سیستم خنک‌کننده از پس خنک نگه داشتن قطعات داخلی گوشی برمی‌آید.

سامسونگ برای اولین بار برای گوشی‌های گلکسی اس ۹ و اس ۹ پلاس به بهره‌گیری از اسپیکرهای استریو روی آورد و خوشبختانه حالا این اسپیکرها به جدیدترین گوشی از سری نوت راه پیدا کرده است. در بررسی‌های انجام شده، این اسپیکرها کیفیت صدای بسیار خوبی را به ارمغان می‌آورند و به خصوص در مقایسه با نوت ۸ ارتقای قابل توجهی محسوب می‌شوند.

سیستم دوربین این گوشی مشابه گلکسی اس ۹ پلاس است و به همین خاطر از امکانات فیلم‌برداری مشابهی بهره می‌برند. کاربران این گوشی می‌توانند در رزولوشن‌های ۴K و ۱۰۸۰p با سرعت ۶۰ و ۳۰ فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کنند. این ویدیوهای ثبت‌شده جزییات بسیار زیادی دارند و عاری از نویز هستند. در ضمن رنگ‌ها، کنتراست و وایت‌بالانس این ویدیوها هم بسیار عالی هستند. در نهایت هم باید بگوییم این ویدیوها از محدوده دینامیکی گسترده‌ای بهره می‌برند.

در مورد ویدیوهای سوپر اسلوموشن هم کاربران می‌توانند در رزولوشن ۷۲۰p ویدیوهایی با سرعت ۹۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کنند. این یعنی یک کلیپ ۰.۴ ثانیه تبدیل به یک ویدیو ۱۲ ثانیه‌ای می‌شود. برای ضبط ویدیو سوپر اسلوموشن در رزولوشن ۱۰۸۰p هم کاربران این گوشی باید به سرعت ۲۴۰ فریم بر ثانیه قناعت کنند. خوشبختانه لرزش‌گیر اپتیکال و دیجیتال این دوربین‌ها عملکرد خیلی خوبی دارند و به خصوص در هنگام فیلم‌برداری‌ها می‌توان تأثیر این قابلیت را مشاهده کرد.

بعد از عرضه این گوشی، صحبت‌هایی مانند «این یک ارتقای جزئی است» یا «گلکسی نوت ۹ تفاوت زیادی با نوت ۸ ندارد» یا «این همان اس ۹ پلاس است که کمی گران‌تر شده» مطرح شد. چنین نظراتی تا حدی حقیقت دارند. در نگاه کاربران، گلکسی نوت ۹ یک گوشی کاملا جدید محسوب نمی‌شود. اما در همین حین، باید خاطرنشان کنیم که این گوشی در حال حاضر بهترین گوشی اندرویدی محسوب می‌شود و از تمام جهات، از بهترین قابلیت‌های ممکن بهره می‌برد. به همین خاطر اگر به دنبال بهترین گوشی اندرویدی موجود در بازار هستید، و البته مشکلی با قیمت بالای آن ندارید، این گجت بهترین انتخاب ممکن است.

فرود ۵ فروند “ای‌تی‌آر” تازه‌نفس در تهران

دقایقی پیش ۵ فروند ATR ۶۰۰-۷۲ نوساز ایران ایر که از شهر تلوز فرانسه به سمت تهران در حال پرواز بود ، در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست.

این هواپیماها در ادامه خرید ۲۰ فروند هواپیمای ATR است که در فضای پسابرجام قرارداد خرید آن ها میان ایران ایر و شرکت هواپیماسازی ایتالیایی- فرانسوی ATR به امضا رسیده است.

تاکنون ۸ فروند از این هواپیماها وارد کشور شده که با این ۵ فروند در مجموع ۱۳ هواپیمای توربوپراپ برای استفاده از فرودگاه های کوچک و کمتر برخوردار و مسیرهای کوتاه تر مورد استفاده قرار می گیرند.

بر اساس این گزارش، قرار بود پیش از این ایران از بوئینگ، ایرباس و ATR در مجموع ۲۰۰ فروند هواپیما خریداری کند که با خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم های جدید علیه دولت ایران، بوئینگ اعلام کرد به هیچ وجه دیگر به ایران هواپیما نخواهیم داد. همچنین شرکت ATR نیز اعلام کرده بود در تلاشیم بتوانیم تا پیش از ۱۱ مرداد تعدادی از ATRهای ساخته شده را به ایران تحویل دهیم که این ۵ فروند در راستای توافق ATR با اوفک (اداره کنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه داری آمریکا) وارد کشور شده است.

همچنین به گفته اصغر فخریه کاشان مشاور وزیر راه و شهرسازی در امور بین الملل، این ۵ فروند نیز به صورت نقدی از محل صندوق توسعه ملی خریداری شده است در حالی که قرار بود هواپیماها از محل فاینانس به صورت تامین ۸۵ درصد از سوی فاینانسر و ۱۵ درصد پیش پرداخت ایران صورت بگیرد که به دلیل عدم تامین فاینانس، این اتفاق رخ نداد و کلیه هواپیماهای برجامی ایران اعم از ۳ فروند ایرباس و ۱۳ فروند ای تی آر به صورت نقدی خریداری شدند.

گفتنی است تعدادی از مدیران هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) که برای تحویل این هواپیماها به شهر تلوز فرانسه سفر کرده بود، همراه با این ۵ فروند به تهران بازگشتند.

قدر راه‌های رفته‌ام را می‌دانم؛ مصاحبه جذاب با لی لی گلستان

مریم شهبازی:خاطره چندانی از روزی که با صادق هدایت و پدر سر یک میز کافه نادری نشستند و او پرتره‌اش را کشید به یاد ندارد، حق هم دارد، از کودک چهار- پنج ساله که نمی‌توان انتظار به یادآوردن جزئیات را داشت. با این همه وقتی بحث چند سال بعد و آن دورهمی‌های خانوادگی با سهراب سپهری، اخوان ثالث، جلال آل احمد و سیمین به میان می‌آید لبخندی بر پهنای صورتش نقش می‌بندد و از تأثیری می‌گوید که آن دیدارها و آدم‌ها بر زندگی‌اش داشته‌اند. با همه گلایه‌هایی که از اخلاق‌های ابراهیم گلستان، پدرش دارد اما بابت آدم‌هایی که نوجوانی‌اش را به آنان گره زده قدردان اوست، حتی تأکید می‌کند:«هر شب موقع خواب از خدا تشکر می‌کنم، می‌دانم خیلی خوش شانس بوده‌ام که در چنین فضایی بزرگ شده ام.» صحبت از لیلی گلستان است، دختر ابراهیم گلستان، خواهر کاوه گلستان و مادر مانی حقیقی، پسر سینماگری که یادگار روزگار عاشقی‌اش با نعمت حقیقی ست. خوشحال است که خیلی زود، آن هم در بیست و چهار سالگی از سنگینی سایه شهرت پدر رها می‌شود و خود واقعی‌اش را می‌یابد، مترجم و گالری‌داری که امروز در هفتاد و چهارسالگی‌اش هنوز هم می‌توان اشتیاق سال‌های دور جوانی را در چشمانش دید. از جایی که امروز بعد از دهه‌ها تلاش در عرصه‌های مختلف ایستاده راضی‌ست، از اینکه برای انتشار کتاب‌هایش جنگیده و کم نیاورده، از تلاش برای همراهی و حمایت هنرمندان جوانی که شاید اسمشان حتی به گوش کسی نخورده باشد خوشحال است. نگاهش به زندگی آنقدر عوض شده که دیگر گلایه‌ای از گذشته ندارد، تنها اندوهی که رهایش نمی‌کند مرگ کاوه است، عکاسی که او را فراتر از یک برادر، هنرمندی استثنایی می‌داند و با اینکه مرگ را حق می‌داند اما تأکید دارد اگر عمر طولانی تری داشت کارهای بزرگی می‌کرد. با نگاهی کوتاه به کارنامه کاری‌اش می‌توان به جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه، تألیف چند کتاب که یکی از آنها درباره علی حاتمی ست و ترجمه آثار متعددی از جمله «مردی با کبوتر»رومن گاری، «قصه‌ها و افسانه‌ها» لئوناردو داوینچی، «بیگانه» آلبر کامو و «شش یادداشت برای هزاره بعدی» ایتالو کالوینو رسید.« آنچنان که بودیم» عنوان کتابی ست که به‌تازگی از سوی او و به همت نشر «حرفه- هنرمند» روانه بازار نشر شده؛ گزیده‌ای از نیم قرن یادداشت‌نویسی لیلی گلستان درباره زندگی شخصی‌اش و همین‌طور فعالان بخش‌های مختلف فرهنگ و هنرایران و جهان…. به بهانه این کتاب گفت‌و‌گویی با او داشتیم که می‌خوانید.

‌ توجهی را که از همان بدو ورود به عرصه ترجمه متوجه کتاب‌تان شد در نتیجه شایستگی خودتان می‌دانید یا شهرتی که عنوان گلستان بواسطه پدرتان داشت؟
بیست و چهار ساله بودم که با کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» قدم به عرصه ترجمه گذاشتم، استقبال خوبی که از این کتاب شد از خوش شانسی‌ام بود، هم موضوع کتاب کاملاً به‌ روز بود و هم نویسنده مشهوری چون «ارویانا فالاچی» آن را تألیف کرده بود، از طرفی ناشر هم امیرکبیر، بهترین مؤسسه نشر آن زمان بود. همان حول و حوش فالاچی هم برای مصاحبه با شاه به ایران سفر کرده بود. بعد از آن هر کتاب دیگری منتشر کرده با استقبال روبه‌رو شد، جمع‌آوری یادداشت هایم و مطالبی را که درباره‌ام نوشته بودند از کتاب دوم به بعد آغاز کردم. شاید عقبه خانوادگی‌ام در برخی مراحل زندگی‌ام اثرگذار بوده اما در ارتباط با کتاب هایم این طور نبوده. کتاب اولم در شرایطی منتشر شد که پدرم اصلاً ایران نبود.
‌ جایی به‌ نقل از پدرتان خوانده‌ام که بعد از انتشار این کتاب در خیابان با افرادی روبه‌رو می‌شود که او را نشان داده و می‌گویند این پدر لیلی گلستان است. در صورتی که اگر می‌گفتند فلان مترجم، دختر او است قابل تصورتر بود!
آن روز را هنوز به‌خاطر دارم، پدرم از در رسید و با لبخند به مادرم گفت که امروز دو دختر جوان من را به همدیگر نشان داده و گفته‌اند که فلانی پدر لیلی گلستان است. این حرف پدر را که شنیدم پیش خودم گفتم دیگر خودم هستم، بدون سنگینی شهرت خانوادگی‌ام. من تنها با شهرت پدرم روبه‌رو بودم، اما وقتی مانی اولین فیلمش را ساخت شرایطی به مراتب سخت‌تر از من داشت. من تنها با اسم پدرم روبه‌رو بودم، اما او از یک طرف نوه ابراهیم گلستان بود و از سوی دیگر خواهرزاده کاوه گلستان و من هم که لیلی گلستان مادرش!

‌ تصویری که از لبخند پدرتان بعد از انتشار اولین کتابتان ارائه کرده‌اید و خوشحالی شما از دیدنش را به کارهای مانی، پسرتان هم، دارید؟
خیلی زیاد و معتقدم که فیلم «اژدها وارد می‌شود» مانی یکی از شاهکارهای سینمای ایران است، فکر و فلسفه‌ای که پشت این فیلم نشسته، فضایی که ساخته و فیلمنامه‌اش فوق‌العاده است. نه چون مانی است، هر فرد دیگری هم این را ساخته بود همین طور درباره‌اش سخن می‌گفتم. «خوک» اما آن‌طور که باید و شاید درک نشد، خیلی‌ها متوجه طنز تلخ سیاهی که پشت این فیلم بود، نشدند. فضایی که برای نشان دادن جامعه امروزمان ایجاد کرده بود، عالی بود.

‌ طی تمام این سال‌ها وقتی پای مرور خاطرات گذشته رسیده از سختگیری‌های پدر گلایه کرده‌اید، فکر نمی‌کنید جایگاه امروز شما حاصل همان سختگیری هاست؟
نه! خودم هم در ارتباط با فرزندانم سختگیر بوده‌ام، اما برخلاف پدرم هیچگاه سختگیری را با دیکتاتوری، زور و تحقیر یکی ندانستم.

‌ هنوز سنگینی سال‌های دوران کودکی و نوجوانی آزارتان می‌دهد؟
دیگر نه! سن و سالم آنقدر شده که برخورد سهل گیرانه تری با مشکلات پیدا کرده‌ام. در شرایط امروزم سعی می‌کنم به مسائل مهم‌تری فکر کنم و از گذشته بگذرم. هر مشکلی چاره‌ای دارد، اگر کسی یا مسأله‌ای برای شما آنقدر آزاردهنده است که آن را دوست ندارید، قیچی به‌دست بگیرید و حذفش کنید. یاد گرفته‌ام که فراموش کنم و بگذرم. برخی دوستان به شوخی می‌گویند که لیلی تو خیلی خطرناک هستی. من خطرناک نیستم منتهی دلم نمی‌خواهد حس و وقتم تلف شود.

‌ ماجرای کیسه‌های مملو از یادداشتی که اساس تألیف این کتاب شده‌اند، چیست؟
طی این پنجاه سال بریده مطالبی که یا خودم نوشته‌ام یا دیگران درارتباط با من نوشته‌اند ، جمع کرده و در این کیسه جمع‌آوری کرده‌ام که تعدادش به پنج کیسه زباله بزرگ رسیده، این کتاب گلچینی از آن یادداشت‌هاست که بدون هیچ سانسوری وارد بازار نشر شده است. وقتی فهمیدم کتاب بدون اصلاحیه و حذف چاپ شده خیلی خوشحال شدم؛ بویژه که تجربیات بدی از سانسور داشته‌ام.

‌ انتشار بدون سانسور کتاب تان را به حساب این می‌گذارید که از زیر دست ممیز در رفته یا تغییری در نگرش فعالان این بخش از ارشاد حس می‌کنید؟
بعید می‌دانم از زیر دست ممیزها چیزی در برود. نمی‌دانم شاید فکر کرده‌اند چیزی که قبلاً منتشر شده بی‌دردسر است، هرچند که همین افراد گاه به کتاب‌هایی اجازه نشر نمی‌دهند که قرار است بازنشر شوند!
‌ نه تنها در این کتاب، بلکه در دیگر آثارتان هم تصویرهای متفاوتی از دوران کودکی‌تان ارائه کرده‌اید، گاهی تأکید کرده‌اید که کودکی‌تان بواسطه رفتار دیکتاتورمآبانه پدرتان به تلخی سپری شده اما جای دیگر هم از آن سال بخوبی یاد کرده‌اید!
بحث تصویر متفاوت نیست، صحبت این است که دوران کودکی و نوجوانی‌ام در شرایط متفاوتی سپری شدند. روزگار کودکی‌ام مرتبط با زمانی است که پدرم هنوز مشهور نشده بود، اما در نوجوانی‌ام دیگر همه ابراهیم گلستان را می‌شناختند. به‌هرحال کسی که دوران نوجوانی را سپری می‌کند روحیه بسیار حساسی دارد. خانواده باید قدری رعایت این احساسی بودنم را می‌کردند که نکردند. آن سال‌ها و تلخی‌هایش گذشته اما خواه ناخواه اثرش را بر تمام زندگی‌ام باقی گذاشته است.

‌ جالب است که در صحبت هایتان خبر چندانی از آن خشم و دلخوری سابق نسبت به ابراهیم گلستان نیست! بیشتر از آنکه به دیکتاتور بودن پدرتان تأکید داشته باشید مشکلات را به دوران حساس نوجوانی نسبت می‌دهید!
راست می‌گویید. گذر زمان صبورترم کرده، آرام‌تر شده‌ام و حتی با دیده اغماض به همه مسائل نگاه می‌کنم. این تغییری که می‌گویید در گفته هایم نمایان شده حاصل بالارفتن سن و سالم است. آنقدر زندگی عجیب و غریبی را پشت سر گذاشته‌ام که حالا در هفتاد و چهار سالگی افتاده‌تر شده باشم. به‌هرحال این اتفاق‌ها جزو تقدیرم بوده، چرا بجنگم و افکارم را خراب کنم! همین که الان آرامش دارم خودش اتفاق بسیار خوبی ست، خیلی‌ها حتی در این سن و سال هم به اینجا نمی‌رسند.

‌ حالا که می‌گویید صبورتر شده‌اید چه تصویری از ابراهیم گلستان دارید؟
تصویر خوب. زندگی و خانه‌ای که در آن بزرگ شدم شرایط بسیار مطلوبی داشت، حالا کاری به روابط و رفتارهای پدرم ندارم اما خانه‌ای که در آن بزرگ شدم آنقدر جذاب بود که نمی‌توانم منکر تأثیری که بر من گذاشت بشوم. میهمانان پدرم همه شخصیت‌های بسیار جالبی داشتند. آدم‌های بزرگ آن روزگار همچون سهراب سپهری و اخوان ثالث به خانه‌مان رفت و آمد داشتند. جلال آل احمد و سیمین دانشور می‌آمدند و به من به‌جای بچه‌ نداشته‌شان محبت می‌کردند. آنقدر از این بابت خوشحالم که هر شب قبل از خواب از خدا تشکر می‌کنم که شرایطی فراهم شده تا موفق به انجام کارهای مورد علاقه‌‌ام بشوم. خودم هم می‌دانم که کمتر فردی اینقدر خوش شانس است که من بوده‌ام.

‌ این فرصتی که بابتش از خدا تشکر می‌کنید آنقدر هست که ابراهیم گلستان را به‌خاطر تمام گلایه‌هایی که در این سال‌ها از او داشته‌اید ببخشید؟
نه، این‌طور راحت ترم. نمی‌دانم او راحت هست یا نه، من که خوبم و از آن سال‌ها و خاطراتش عبور کرده‌ام. قدر راه‌های رفته‌ام را می‌دانم و برای مبارزات دهه‌های زندگی‌ام ارزش قائل هستم.

‌ وقتی نامه‌های فروغ به پدرتان علنی شد، ابراهیم گلستان در واکنش به حاشیه‌های مذکور گفت که زندگی آدم‌های مشهور دیگر به خودشان تعلق ندارد و خصوصی نیست. این نگاه در برخورد شما با گذشته‌تان هم وجود دارد، به‌عنوان یک زن، آن هم در جامعه‌ای که با وجود ظواهر مدرن همچنان سنتی است نگران قضاوت دیگران نبودید؟
نه و نمی‌دانم این نوع نگاهم از کجا آمده، شاید از تربیتم و شاید هم از سختی‌هایی که طی این دهه‌ها بر سرم آوار شده. هیچ رازی همیشه سرپوشیده نمی‌ماند، بویژه درباره آدم‌های مشهور! وقتی کتاب «لیلی گلستان (تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران)» از سوی هاشم اکبریانی منتشر شد خیلی حرف و حدیث درست کرد، گمان نمی‌کردم حرف هایم اینقدر سر و صدا کند چراکه همه آنها برای خودم عادی بود. شاید باورتان نشود اما دوستان قدیمی‌ام به من گفتند: «تو که همه چیز را گفتی!» چرا نباید می‌گفتم! یکی دیگر از دوستان به من گفت: «چقدر راحت درباره عشقی که تمام شد صحبت کردی!» گفتم این چه چیز بدی دارد که باید از گفتنش بترسم. عاشق شدن اتفاق قشنگی است، عاشق مردی شدم که تا مدت‌ها محلم نمی‌گذاشت اما کم کم مجبور شد به من توجه کند، آخر سرهم من را گرفت. اینها همه قشنگ است، چرا نباید بگویم؟ چون یک زنم یا چون از هم جدا شدیم! نعمت حقیقی تا وقتی زنده بود همیشه کتاب‌هایم را قبل از انتشار می‌دادم که بخواند و او هم دلسوزانه آنها را ویرایش می‌کرد. آنقدر متجدد و بافرهنگ بود که با وجود مواجه شدن با یک طلاق ناخواسته، همچنان برخورد خوبی با من داشت. با نعمت نمی‌شد زندگی کرد، متعهد و مسئول نبود اما به‌عنوان دوست، فرد فوق‌العاده‌ای بود. چرا باید از او کینه به دل می‌گرفتم!

‌ به دوران نوجوانی‌تان بازگردیم که در کتاب هم اشاره‌هایی به آن شده، با روحیه‌ای که از شما سراغ دارم برایم عجیب است که تمام آن یک سالی که در آن دیر بودید به‌جای یادگیری زبان فرانسه لجبازی کردید و فارسی حرف زدید!
از رفتنم و اجباری که با آن روبه‌رو شدم اصلاً راضی نبودم. آنقدر آن یک سال برایم سیاه و سخت بود که پانزده کیلو لاغر شدم، زخم معده و اثنی عشر گرفتم تا اینکه یکی از دوستان پدرم من را دید و در بازگشت به ایران از شرایطم به خانواده گفت و همین مسأله باعث شد بگذارند که بازگردم. تا سال‌ها این سؤالم رهایم نمی‌کرد که چرا پدرم بچه‌اش را به آن وضع دچار کرد! البته دلیلش را می‌دانم، ابراهیم گلستان به‌دنبال این ژست بود که بگوید دخترم فرانسه درس می‌خواند. کاوه را هم فرستاد به مدرسه‌ای نظامی در انگلستان، البته او چند سال بعد فرار کرد و با سر و وضعی ژولیده به خانه بازگشت، این کارها در نتیجه ژست‌های الکی و غرب زده‌ای بود که من اصلاً دوست ندارم. این رفتارها در نتیجه تازه به دوران رسیدگی است.

‌ چهارده سالگی‌تان یادآور خاطراتی تلخ در فرانسه است، چرا چند سال بعد بازهم به آن کشور برگشتید؟
چند سالی گذشته بود، از طرفی قدری با زبان فرانسه آشنا شده بودم و خودم هم دیگر بی‌میل نبودم. آن زمان خانواده‌هایی که از شرایط مالی مناسبی برخوردار بودند بچه‌هایشان را به لندن می‌فرستادند، اما پدرم من را به فرانسه فرستاد تا کاری متفاوت از دیگران انجام بدهد. مرتبه دومی که به فرانسه رفتم سفر بدی نبود، چهار سالی که آنجا درس خواندم شرایط خوبی داشتم، در کنار تحصیل در مدرسه‌ای بسیار خوب، اغلب به سینما، تئاتر و اپرا می‌رفتم و شرایطی برای آشنایی‌ام با هنر این کشور فراهم شد. صبح‌ها به دوره‌های آموزشی دانشگاه سوربن می‌رفتم و در همین سال‌ها بود که با تاریخ هنر و تاریخ ادبیات جهان آشنا شدم. این چهار سال تأثیر عمیقی بر زندگی‌ام گذاشت. در بازگشت به ایران برای مشکل معده‌ام به پزشکی معرفی شدم که به من توصیه کرد سرکاری بروم که دوست دارم، او باعث آشنایی‌ام با مدیران کارخانه مقدم، اولین کارخانه پارچه بافی ایران شد. مدتی آنجا کار کردم، آن دوران هم عالی بود، تا اینکه بواسطه برخی آشنایان به تلویزیون رفتم.

‌ و به‌عنوان چهارمین کارمند تلویزیون استخدام شدید!
بله و این خیلی هیجان انگیز بود. آنقدر خاطرات خوبی از آن سال‌ها در ذهنم باقی مانده که محال است بتوانم از یادآوری‌شان لبخند نزنم. آقای قطبی مدیر فوق‌العاده‌ای بود، علاوه بر ایشان فرخ غفاری، احمد فاروغی و مصطفی فرزانه در آن سال در زمره مسئولان این رسانه بودند و برای من که سن و سال چندانی نداشتم کار کردن کنار این افراد بسیار هیجان انگیز بود.

‌ ترک تلویزیون سر اتفاقات انقلاب و پاکسازی‌ها بود؟
نه، من قبل از انقلاب از تلویزیون درآمدم، وقتی دوقلوهایم به دنیا آمدند دیگر امکان کار برایم مهیا نبود. این اتفاق همزمان با خروج همسرم از تلویزیون، فعالیت وی در سینما و از سویی افزایش قابل توجه درآمدش بود، بنابراین دیگر نیازی به کمک خرج بودنم نبود. ترجمه را به طور جدی از همان دوران دنبال کردم.

‌ قدری هم از آدم‌هایی بگویید که به خانه‌تان رفت و آمد داشتند، از آن جمعه‌های خاص و پیاده روی‌های هفتگی با جلال آل احمد و سیمین دانشور!
هر کدام از این آدم‌ها به تنهایی کافی بودند تا آدم از دیدنشان هیجان زده بشود، از اخوان ثالث گرفته تا سهراب سپهری، صادق چوبک، سیمین و جلال. گوشه‌ای می‌نشستم و حرف‌ها و کارهایشان را نظاره می‌کردم. جلال آل احمد مرد محبوب سال‌های نوجوانی‌ام بود، اخوان ثالث هم همین طور. اما صادق چوبک را هیچگاه دوست نداشتم، اخلاق متفاوتی داشت، کم حوصله و عصا قورت داده بود. حتی همین حالا هم نمی‌توانم با کتاب‌هایش ارتباط برقرار کنم. اما حضور هیچ‌کدام از این افراد به اندازه اخوان شیرین نبود، او یک ماهی بنابر دلایلی در خانه ما پنهان شده بود که داستانش طولانی است. خیلی با پدرم و قوانینی که همه ما به آنها عادت کرده بودیم فرق داشت. تازه ساعت دوازده ظهر از خواب بیدار می‌شد و این برای من خیلی عجیب بود. اخوان آمد و تمام ساختار زندگی‌مان را برای یک ماه بهم ریخت. جلال هم مردی فوق‌العاده بود، حالا کاری ندارم که برخی می‌گویند بویی از تجدد نبرده بوده و او را عقب افتاده می‌دانند. این رفت و آمدها تأثیر بسیاری بر نگاهم به کار و زندگی باقی گذاشت و از این جهت از پدرم ممنون هستم.
‌ چرا کتابفروشی کوچکی که بعد از جدایی در حیاط خانه‌تان به پا کردید تبدیل به گالری شد! بحث بازده اقتصادی آن درمیان بود؟
زندگی‌ام با پول کتابفروشی نمی‌گذشت، باید چاره دیگری می‌اندیشیدم. تغییر خوبی بود و شرایط اقتصادی‌ام را بهبود بخشید. گالری‌داری کار بسیار چالش برانگیز و جذابی است. تلاش کردم و همه چیز همان‌طور شد که می‌خواستم. یکی از قدیمی‌ترین گالری دارهای بعد از انقلاب هستم و تا الان حدود سی‌سالی می‌شود که با وجود مشکلاتی که ارشاد در دوره‌ای پیش رویم گذاشته بود مشغول این کار هستم. البته الان خوشبختانه دیگر مشکلی با ارشاد ندارم و همه کارها طبق روال پیش می‌رود. بالاخره مسئولان ارشاد فهمیده‌اند که ما به‌دنبال براندازی نیستیم.

‌ در بحث گالری‌داری همچون اوایل کار هدف‌تان اقتصادی است؟
در ابتدا همین طور بود، اما کم کم اهداف دیگر هم پیدا کردم. اول از همه به‌دنبال کشف استعدادهای جوان و حمایت از آنان بودم. افرادی مثل سهراب سپهری، حسین زنده رودی و بهمن محصص که دیگر مشهور شده‌اند، ما باید کمک کنیم تا جوانان فرصتی برای بروز استعدادهایشان پیدا کنند.

‌ نگاه تان درست برخلاف ابراهیم گلستان است که بارها گفته چون با زحمت به‌ جایگاه فعلی‌اش رسیده تمایلی به آموزش جوانان ندارد و آنان هم باید خودشان با زحمت به این داشته‌ها برسند!
خب من و پدرم دو فرد کاملاً متفاوت از هم هستیم. جوانی که در این شرایط با سختی کار می‌کند چرا باید از تجربه‌های بزرگانش محروم شود؟ حمایت از جوانان کم‌ترین وظیفه‌ای است که برعهده داریم.

‌ اجازه بدهید سؤالی هم از فروغ و رابطه حاشیه سازش با پدرتان بپرسم. پیش‌تر گفته بودید که او را جزو چند زن شاعر برتر نمی‌دانید، این گفته‌تان از تأثیر منفی او بر زندگی شما و مادرتان نشأت می‌گیرد؟
نه، نگفتم که او را جزو چند شاعر زن برتر کشورمان نمی‌دانم، بلکه بر کتاب «تولدی دیگر» او تأکید کردم و گفتم که آن را بهتر از سایر آثارش می‌دانم. با این حال سیمین بهبهانی را به فروغ ترجیح می‌دهم. این نظر شخصی من فارغ از نقشی است که فروغ در زندگی‌مان داشته است. فروغ زنی است که من ویژگی‌های اخلاقی‌اش را دوست ندارم اما کتاب «تولدی دیگر» او شاهکار است.

‌ انتشار نامه‌های عاشقانه فروغ به پدرتان سر و صدای بسیاری پیدا کرد، نگاهتان به این اتفاق چیست؟ خیلی‌ها معتقد بودند که این نامه‌ها نباید منتشر می‌شد!
به قول پدرم زندگی افراد معروف خواه‌ناخواه از دایره خصوصی خارج می‌شود. شما هر چقدرم هم بخواهید مانع شوید نمی‌توانید و کم‌کم همه چیز فاش می‌شود. وقتی رابطه‌ای بوده و عده‌ای هم درباره آن می‌دانند دیگر رازی وجود ندارد که از فاش شدنش بترسیم. برخی می‌گویند پدرم به‌خاطر مرگ فروغ از ایران رفت در صورتی که رفتنش ربطی به این مسأله نداشت. رفتنش نه ربطی به فروغ داشت و نه ربطی به انقلابی که در پیش بود. او انتخاب کرد که برود، چند روزی بازداشت شد، آن چند روز آنقدر برایش توهین‌آمیز بود که تحمل نکرد و رفت. هر چند که معتقدم رفتنش اشتباه بود، چرا که جوانان به او احتیاج دارند. وظیفه هر فرد بافرهنگ و هنرمندی است که در کشور خودش بماند، سختی‌ها را تحمل کند و دانسته‌هایش را از نسل‌های بعد دریغ نکند.

‌ برای پدرتان حق رفتن قائل نبودید؟
نه! مگر افرادی که رفتند چکار کردند؟ هیچی! کدام یک از این نویسندگان، شاعران و کارگردانانی که از ایران رفتند کار شاخصی آن سوی مرزها انجام دادند. اغلب آنها وقتی از ایران رفتند تمام شدند. سهراب شهید ثالث وقتی از ایران رفت هیچ فیلمی نساخت که بخوبی «طبیعت بی‌جان» یا «یک اتفاق ساده» باشد، امیر نادری هم دیگر فیلمی همپای «دونده» نساخت. اسماعیل خویی هیچ شعری بهتر از سروده‌هایش در ایران نگفت. ابراهیم گلستان جز چند مصاحبه چه کاری انجام داد؟ هیچی! گفته دارم می‌نویسم اما کو؟ بنابراین تأکید دارم هر فردی باید در جای خود باشد تا بتواند خلق کند.

‌ این نگاه را به بهرام بیضایی و کارهایش در کانادا هم دارید؟
اتفاقاً نقد بسیاری به او دارم، معترضم که چرا رفته! مگر سختی‌هایی که ما اینجا متحمل شدیم کمتر از سختی‌هایی بود که بهرام بیضایی متحمل شد؟ مگر مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی کمتر از او پدرشان درآمد! چرا رفت؟ سختی‌هایی که رحمانیان اینجا متحمل می‌شود کم است؟ افرادی که با تصمیم خودشان در حیطه فرهنگ و هنر رفتند و دیگر بازنگشتند را قبول ندارم و به آنان اعتراض دارم.

‌ با توجه به تجربه‌تان از کار در بازار نشر، وضعیت ترجمه امروز را چگونه می‌بینید؟
وضعیت ترجمه اصلاً خوب نیست ولی من مترجمان را مقصر نمی‌دانم، مترجمان ترجمه‌های به درد نخور انجام می‌دهند اما ناشر چرا آنها را منتشر می‌کند؟ عرصه فرهنگ و هنر مقوله سخت‌گیری و وسواس است. البته ارشاد هم در اینجا مقصر است چرا هر فردی که از راه می‌رسد بدون برخورداری از شایستگی‌های لازم مجوزهای نشر و گالری و… می‌گیرد؟ مجوز کار فرهنگی قابل احترام است و باید اعتبار داشته باشد که متأسفانه ندارد.

‌ در جایی از کتاب تعداد نویسندگان حرفه‌ای را تنها دو درصد خوانده اید! چرا اینقدر به تألیف بدبین هستید؟
از آنجایی که آثار تألیفی را دنبال می‌کنم معتقدم شرایط این بخش قدری بهبود یافته و بین جوان ترها به چند نویسنده قابل برخورده‌ام که اغلب هم خانم هستند. «شهرهای گمشده» آیدا مرادی آهنی عالی است، «هرس» نسیم مرعشی خواندنی است و نوشته‌اش آنقدر کتاب خوبی است که به‌نظرم پهلو می‌زند به «زمین سوخته» احمد محمود. کتاب آخر احمدپوری خیلی خوب است، کتاب«خاکستری» آخرین نوشته حسین سناپور هم اثر قابل تقدیری است. مریم جهانی با کتاب«این خیابان سرعت گیر ندارد» هم کار بی‌نظیری انجام داده، امیدوارم این افراد جرقه‌ای نباشند که به آتش تبدیل نمی‌شود.

‌ فعالان عرصه هنرهای تجسمی به گمانم با موانع کمتری در مقایسه با اهالی کتاب مواجه باشند، ارزیابی‌تان از این بخش فرهنگ چیست؟
اتفاقاً هنرمندان فعال در بخش هنرهای تجسمی هم محدودیت‌های خاص خود را دارند و قادر به نمایش هر چیزی نیستند. هرچند که شرایط قدری بهبود یافته است. مسأله این است که تعداد فعالان این بخش بسیار بیشتر از نویسندگان است و کارهایشان هم فرصت بیشتری برای دیده شدن دارند.

‌ لیلی گلستان الان کجا ایستاده؟
از جایی که امروز به من تعلق پیدا کرده و تلاش بسیاری برای آن انجام داده‌ام بسیار راضی هستم. جای مهمی نیست، اما از آنجایی که برای آن زحمت زیادی کشیده‌ام از به دست آوردنش راضی هستم. همین که یک عده جوان از برپایی نمایشگاه آثارشان در گالری رضایت داشته باشند برای من کافی است. همین که وقتی به کتابفروشی می‌روم و صدای جوانی را می‌شنوم که دنبال کتاب لیلی گلستان است برای من اندازه تمام دنیا می‌ارزد. این همه کار نکردم که این را بشنوم اما نمی‌توانم منکر تأثیر خوبی باشم که برمن می‌گذارد و خدا را شکر می‌کنم که خواستم و شد. اینها از کجا آمده؟ حاصل دست رنج و تلاشی است که طی این سال‌ها انجام داده‌ام.

جدیدترین آپدیت سامسونگ برای گوشی‌های گلکسی اس ۸ ،اس ۸ پلاس و نوت ۵ منتشرشد

گلکسی اس ۸
جدیدترین آپدیت سامسونگ برای گوشی‌های گلکسی اس ۸ ،اس ۸ پلاس و نوت ۵ منتشرشد

بر اساس اطلاعات منتشر شده آپدیت جدید سامسونگ برای  گوشی‌های گلکسی اس ۸ ، گلکسی اس ۸ پلاس و گلکسی نوت ۵ منتشر شد که  بسته امنیتی ماه دسامبر، بخشی از این به روزرسانی است. در حال حاضر این به‌روزرسان جدید برای اپراتورهای کشور آمریکا منتشر شده و به نظر می‌رسد که پس از نصب آن  شماره  Build numberپرچمداران سامسونگ به G950USQS2BQL1 و G955USQS2BQL1 تغییر خواهد کرد.

 

شایعات می‌گویند که برخی از کاربران کره جنوبی آپدیت مشابهی را دریافت کرده‌اند و احتمالا بسته امنیتی ماه دسامبر برای گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس طی روزهای آینده به صورت جهانی منتشر خواهد شد. هم‌چنین گفته شده که آپدیت جدید گلکسی نوت ۵ با حجم ۱۷ مگابایت علاوه بر نصب بسته ماه دسامبر، باعث بهبود عملکرد دستگاه و رفع برخی باگ‌ها شده است. البته هنوز اطلاعات دقیقی در مورد زمان انتشار این آپدیت به بیرون درز نکرده است.

بد نیست به این موضوع هم اشاره کنیم که سامسونگ چند وقت پیش اعلام کرد که اندروید ۸ را در بهمن ماه برای گلکسی اس ۸ و گلکسی نوت ۸ منتشر می‌کند.

رقابت اپل مپس با گوگل مپس

گوگل مپس
رقابت اپل مپس با گوگل مپس

همانطور که می‌دانید اپليکيشن گوگل مپس تقريبا شش سال زودتر از اپليکيشن اپل مپس شروع به کار کرد. اگرچه اپلیکیشن اپل مپس هم درمیان کاربران خود محبوبیت دارد و با وجود تغییر اطلاعات نقشه‌برداری و به‌روز رسانی‌های جدید این اپلیکیشن، هنوز هم قادر به رقابت با گوگل مپس نیست.  هم‌چنین برخی از تحقیقات نشان می‌دهند که مهم‌ترین تفاوت بین این دو اپلیکیشن در نمایش جزئیات برخی از مکان‌ها از جمله کانال‌های تهویه هوا برخی از ساختمان‌ها، پوشش دقیق مسیرها و بافت منطقه‌ای اماکن دورافتاده و … که تنها گوگل مپس قادر است به نمایش دربیارد.

قبلا نیز خبرهایی در مورد استفاده از ماهواره و اتومبیل‌های مخصوص برای نقشه‌برداری مسیرهای سراسرجهان و به‌روزرسانی سرویس استریت ویو به بیرون درز کرده بود. این درحالی است که اپل به اطلاعات نقشه برداري شخص ثالث مانند TomTom متکي است. نظر شما درمورد این دو اپلیکیشن چیست؟

‌‌‌‌‌

مدیرعامل سابق گوگل، نقش اجرایی در آلفابت ندارد

اریک اشمیت
مدیرعامل سابق گوگل، نقش اجرایی در آلفابت ندارد

اریک اشمیت مدیرعامل سابق گوگل که ۱۱ میلیارد دلار تروت دارد، دیگر نقش اجرایی در شرکت آلفابت ندارد. چند سال پیش بود که بین‌یانگذاران سابق گوگل شرکت آلفابت را تاسیس کردند تا این شرکت بتواند علاوه بر اینکه روی گوگل نظارت می‌کند بتواند کارهای دیگری هم انجام دهد. براساس اطلاعات منتشر شده اشمیت دیگر به عنوان یکی از مدیران اجرایی شرکت آلفابت به حساب نمی‌آید، اما همچنان یکی از اعضای سابق هیات مدیره خواهد بود.

این بنیانگذار اپل سابقه حضور در هیات مدیره شرکت اپل را هم دارد. او بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ در اپل حضور داشت. زمانی که گوگل برای رقابت با iOS سیستم عامل اندروید را به همراه گوشی‌های Motorola DROID و Nexus One معرفی کرد، استیو جابز مدیرعامل سابق اپل گفت که اشمیت به او و اپل خیانت کرده است.

اریک اشمیت ۶۲ ساله در حال خاضر ۱۱۹ فرد ثروتمند دنیا به حساب می‌آید و باید ببینیم که در آینده دست به چه اقداماتی خواهد زد.

منبع: abc

گوشی آنر ۹ لایت معرفی شد

گوشی آنر ۹ لایت
گوشی آنر ۹ لایت معرفی شد

برند آنر که یکی از زیر مجموعه‌های هواوی به حساب می‌آید گوشی آنر ۹ لایت را معرفی کرد. البته با توجه به شایعات منتشر شده انتظار داشتیم که این اتفاق رخ بدهد. گوشی آنر ۹ لایت یک محصول میان‌رده به حساب می‌آید که از صفحه نمایشی ۵٫۶۵ اینچی با نسبت تصویر ۱۸:۹ بهره می‌برد. کیفیت این صفحه نمایش هم Full HD+ اعلام شده است.

آنر ۹ لایت

گوشی جدید آنر به دوربین دوتایی مجهز شده که یک سنسور ۱۳ و یک سنسور ۲ مگاپیکسلی دارد.  همین دوربین دوتایی را در جلوی گوشی هم مشاهده خواهید کرد که می‌تواند سلفی‌های خوبی بگیرد.

گوشی Honor 9 Lite

تلفن همراه هوشمند آنر ۹ لایت به تراشه Kirin 956 مجهز شده و ۳ گیگابایت رم و ۳۲ گیگابایت حافظه داخلی دارد. گفته شده یک مدل دیگر از این گوشی با ۴ گیگابایت رم و ۶۴ گیگابایت حافظه داخلی راهی بازار می‌شود. این گوشی به سنسور تشخیص اثر انگشت و باتری ۳۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی مجهز شده است.

گوشی آنر ۹ لایت

گوشی آنر ۹ لایت با اندروید ۸ راهی بازار می‌شود و گفته شده با دو قیمت ۱۸۰ و ۲۷۰ دلار راهی بازار می‌شود.

منبع: phandroid

مدل تقلبی گلکسی اس ۹ راهی بازار شد

مدل تقلبی گلکسی اس ۹
مدل تقلبی گلکسی اس ۹ راهی بازار شد

در حالی که سامسونگ هنوز دو گوشی گلکسی اس ۹ و گلکسی اس ۹ پلاس را رسما معرفی نکرده، شرکت‌های چینی با توجه به شایعات منتشر شده، مدل تقلبی این گوشی‌ را ساخته و راهی بازار کردند. در حالی که در اطلاعات لو رفته گفته شده بود که مدل معمولی گلکسی اس ۹ یک دوربین پشت دارد، در مدل تقلبی دو دوربین پشت برای گوشی در نظر گرفته شده و سنسور تشخیص اثر انگشت آن هم زیر دوربین پشت قرار گرفته است.

مدل تقلبی گلکسی اس ۹

این تلفن همراه هوشمند به باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی مجهز شده و صفحه نمایشی ۵٫۹۹ اینچی با نسبت تصویر ۱۸:۹ دارد. این صفحه نمایش دقت تصویر ۲K را پیش روی کاربران قرار می‌دهد. در ادامه باید به این موضوع اشاره کنیم که مدل تقلبی اس ۹ به تراشه Helio X30 شرکت مدیاتک مجهز شده  که یک پردازنده ۱۰ هسته‌ای را در خودش قرار داده است. این گوشی ۶ گیگابایت رم و ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی دارد.

این گوشی که توسط شرکت Vkworld ساخته شده در بهار سال آینده با نام Vkworld و با قیمت ۳۰۰ دلار راهی بازار می‌شود.

منبع: androidguys

می مکس ۳ نمایشگر ۷ اینچی و باتری ۵۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد

می مکس 3
می مکس ۳ نمایشگر ۷ اینچی و باتری ۵۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد

خبرها و شایعات حاکی از این هستند که گوشی شیائومی می مکس ۳ احتمالا نمایشگر ۷ اینچی و باتری ۵۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد.

می مکس ۳ با نمایشگر ۷ اینچی وارد قلمروی تبلت‌ها شده است. نسبت ابعاد این گوشی ۱۸:۹ است و حاشیه‌های پنل گوشی هم از مدل‌های قبلی این سری باریک‌تر است.

شیائومی چندی پیش گوشی می مکس ۲ را معرفی کرد. این گوشی نمایشگر ۶٫۴ اینچی با رزولوشن ۱۰۸۰ در ۱۹۲۰ دارد و از تراشه اسنپ‌دراگون ۶۲۵ بهره می‌برد. این صفحه‌نمایش برای یک گوشی نسبتا بزرگ به نظر می‌رسد. اما ظاهرا یک گوشی با نمایشگری بزرگتر در راه است. با توجه به اطلاعات جدیدی که منتشر شده‌اند، می مکس ۳ با نمایشگر ۷ اینچی وارد قلمروی تبلت‌ها شده است. نسبت ابعاد این گوشی ۱۸:۹ است و حاشیه‌های پنل گوشی هم از مدل‌های قبلی این سری باریک‌تر است. ظاهرا رزولوشن این گوشی هم ۱۰۸۰ در ۲۱۶۰ خواهد بود.

حدس زده شده که می مکس ۳ در دو مدل عرضه خواهد شد. یکی از این مدل‌ها تراشه اسنپ‌دراگون ۶۳۰ دارد که در آن از پردازنده مرکزی هشت هسته‌ای و پردازنده گرافیکی Adreno 508 استفاده شده است. مدل دیگر از تراشه اسنپ‌دراگون ۶۶۰ بهره می‌برد که دارای پردازنده مرکزی هشت هسته‌ای و پردازنده گرافیکی Adreno 512 است. در عین حال گفته شده که این گوشی یک باتری ۵۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد.

منبع: Phone Arena

خودروهای جدید به Need for Speed Payback اضافه می‌شوند

بازی Need for Speed Payback
خودروهای جدید به Need for Speed Payback اضافه می‌شوند

فردا یکی از بزرگ‌ترین آپدیت‌های بازی Need for Speed Payback عرضه می شود. این آپدیت جدید شامل ایونت‌ها، خودروها و ویژگی‌های جدیدی می‌شود. همچنین گفته شده این آپدیت کاملا رایگان خواهد بود.

از جمله مودهای جدیدی که به بازی اضافه خواهد شد، Speedcross است. در این مود با کلاس جدیدی از اتوموبیل‌ها مواجه خواهید شد. در Speedcross با هوش مصنوعی مسابقه خواهید داد و مسابقه‌ها هم شامل Drift، Jump و Speed Trap می‌شود. این مود شامل ۱۶ اتفاق جدید می‌شود که هر کدام آن‌ها در گوشه‌ای از دنیای بزرگ NFS Playback قرار گرفته‌اند.

در ادامه گفته شده که شش اتومبیل جدید به این بازی اضافه خواهد شد که این اتومبیل‌ها در طول بازی آزاد خواهند شد. یکسری اتومبیل‌ها راه شده هم در دنیای بازی قرار گرفته‌اند می‌توانید آن‌ها پیدا کنید. البته که با پیدا کردن آن‌ها پلیس به تعقیب‌تان می‌پردازد. اگر از دست پلیس فرار کردید، اتومبیل برای خودتان خواهد شد.

از جمله این اتومبیل‌ها می‌توان موارد زیر اشاره کنیم:

Mazda RX-7 Spirit R

Volvo 242DL

Volvo Amazon P130

Plymouth Barracuda

the Nissan Skyline 2000 GTR

BMW M3 Evolution II E30

حدود یک ماه پیش بود که انتقادهای زیادی به بازی Need for Speed Payback صورت گرفت و استودیوی Ghost Games سازنده این بازی نیز تصمیم گرفت که تغییراتی در روند آن ایجاد کند. از جمله این تغییرات می‌توانیم به همین به‌روزرسان بزرگ که رایگان عرضه می‌شود، اشاره کنیم.

منبع: polygon